<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تحقیقات غلات</title>
    <link>https://cr.guilan.ac.ir/</link>
    <description>تحقیقات غلات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شبیه‌سازی اثر مدیریت آبیاری و نیتروژن بر عملکرد برنج و بهره‌وری آب سبز و آبی با مدل ORYZA2000</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9546.html</link>
      <description>مقدمه: افزایش تقاضای جهانی برای غذا تا سال 2050، که حدود 60 درصد برآورد شده است، همراه با محدودیت منابع آب و نیتروژن، ضرورت بهینه‌سازی مصرف نهاده‌ها در تولید محصولات استراتژیکی مانند برنج را پررنگ‌تر کرده است. برنج آبی به‌عنوان محصولی با نیاز آبی بالا، با خطر کم‌آبی، بهره‌وری پایین نیتروژن و پیامدهای زیست‌محیطی ناشی از مصرف بیش از حد کود مواجه است. مدیریت بهینه آبیاری و تغذیه نیتروژن، همراه با تفکیک منابع آبی به آب سبز و آبی، و استفاده از مدل‌های فرآیندمحور مانند ORYZA2000 می‌تواند نقش مهمی در ارتقای بهره‌وری و کاهش فشار بر منابع طبیعی داشته باشد. مدل ORYZA2000 به‌عنوان ابزاری معتبر، امکان تحلیل سناریوهای مدیریتی و ارائه راهبردهای پایدار را برای تولید برنج تحت شرایط اقلیمی متغیر فراهم می‌کند.مواد و روش‌ها: این پژوهش طی دو سال زراعی در مزرعه مؤسسه تحقیقات برنج کشور در رشت و با طرح کرت‌های خردشده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل چهار سطح آبیاری (غرقاب دائم، آبیاری 1، 3 و 5 روز پس از محو آب) و چهار سطح نیتروژن (0، 60، 90 و 120 کیلوگرم در هکتار) بود. رقم هیبرید &amp;amp;laquo;بهار&amp;amp;raquo; به دلیل عملکرد بالا و سازگاری با شرایط گیلان انتخاب شد. داده‌های عملکرد دانه، زیست‌توده، شاخص سطح برگ و جذب نیتروژن جمع‌آوری و برای واسنجی و اعتبارسنجی مدل ORYZA2000 استفاده شد. سپس خروجی مدل برای تحلیل بیلان آب و محاسبه شاخص‌های بهره‌وری آب آبی و سبز به‌کار رفت.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در تیمار آبیاری سه روز پس از محو آب و مصرف 120 کیلوگرم نیتروژن با مقدار 2.7 تن در هکتار به‌دست آمد. مدل ORYZA2000 عملکرد دانه (NRMSE = 7&amp;amp;ndash;12%)، زیست‌توده (6&amp;amp;ndash;12%)، نیتروژن کل (8&amp;amp;ndash;15%)، نیتروژن دانه (9&amp;amp;ndash;10%) و شاخص سطح برگ (14&amp;amp;ndash;29%) را با دقت مناسب شبیه‌سازی کرد. مقدار R&amp;amp;sup2; بالاتر از 0.70 برای تمام شاخص‌ها و مقادیر d بیشتر از 0.65 (به‌جز LAI) بیانگر برازش مناسب مدل میان داده‌های اندازه‌گیری‌شده و شبیه‌سازی‌شده است. بیشترین مقادیر متوسط دوساله شاخص‌های بهره‌وری آب آبی و سبز نظیر بهره‌وری آب آبیاری (WPI = 1.32 kg m⁻&amp;amp;sup3;)، بهره‌وری آبیاری و باران (WPI+R = 0.84 kg m⁻&amp;amp;sup3;)، بهره‌وری تعرق (WPT = 2.00 kg m⁻&amp;amp;sup3;)، بهره‌وری تبخیرتعرق (WPET = 1.12 kg m⁻&amp;amp;sup3;) و بهره‌وری تبخیرتعرق و نشت (WPETQ = 0.89 kg m⁻&amp;amp;sup3;) در تیمار I3N4 (آبیاری سه‌روزه + 120 کیلوگرم نیتروژن) مشاهده شد. تفکیک اجزای بهره‌وری نشان داد همین تیمار برای اغلب شاخص‌های آب آبی و آب سبز بهترین نتیجه را داشت. بااین‌حال بیشترین بهره‌وری آب سبز (WPg) در تیمار I4N4 (آبیاری پنج‌روزه + 120 کیلوگرم نیتروژن) و بیشترین بهره‌وری تعرق ناشی از آب سبز (WPTg) در تیمار I1N4 (غرقاب دائم + 120 کیلوگرم نیتروژن) حاصل شد.نتیجه‌گیری: مدیریت همزمان آبیاری و نیتروژن نقش اساسی در بهبود عملکرد برنج و افزایش بهره‌وری آب دارد. مدل ORYZA2000 توانایی بالایی در شبیه‌سازی سناریوهای مدیریتی و اجزای بیلان آب نشان داد و می‌تواند ابزار مناسبی برای تصمیم‌گیری در مدیریت آب و کود در مناطق برنج‌خیز باشد. تفکیک منابع آب به آب سبز و آب آبی همراه با مدلسازی دقیق، امکان ارائه راهکارهایی برای کاهش مصرف آب آبی و ارتقای بهره‌وری در شرایط کم‌آبی را فراهم می‌کند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که مدل می‌تواند بهترین تیمار را از نظر بهره‌وری آب آبی و سبز به صورت تفکیک‌شده تعیین کند. در شرایط وابستگی زیاد به آب آبیاری، آبیاری سه‌روزه همراه با 120 کیلوگرم نیتروژن به‌عنوان گزینه بهینه پیشنهاد می‌شود. این نتایج چارچوب مناسبی برای برنامه‌ریزی مصرف آب و کود در سطوح مزرعه و سیاست‌گذاری کلان فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رد پای کربن کشت برنج در استان گیلان با استفاده از ارزیابی چرخه عمر و داده‌های دانش سنتی</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9527.html</link>
      <description>مقدمه: گیاه برنج (Oryza sativa) یکی از محصولات کشاورزی استراتژیک است که نقش محوری در امنیت غذایی و معیشت در ایران و جهان ایفا می‌کند. از این رو، ارزیابی جامع انتشار گازهای گلخانه‌ای در سیستم‌های کشت برنج برای دستیابی به تولید پایدار ضروری است و شاخص رد پای کربن ابزاری برای برآورد انتشار مستقیم و غیرمستقیم این گازها به‌شمار می‌آید. هم‌راستا با تلاش‌های جهانی برای کاهش تغییرات اقلیمی، نقش نظام‌های دانش سنتی نیز در مدیریت کربن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، بررسی رد پای کربن کشت برنج و دانش سنتی مرتبط با عوامل آن در استان گیلان طی سال زراعی 1401 بود.مواد و روش‌ها: یک رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) برای مطالعه اتخاذ شد. برای محاسبه رد پای کربن برنج در ابعاد مختلف مزرعه شامل کم‌تر از نیم هکتار، نیم تا یک هکتار و بیش‌تر از یک هکتار، از روش ارزیابی چرخه عمر و دستورالعمل‌های هیئت بین‌دولتی تغییرات اقلیمی استفاده شد. همچنین بررسی دانش سنتی با روش مردم‌نگاری انجام و تحلیل نتایج آن با روش کدگذاری به‌کمک نرم‌افزار MAXQDA 2020 صورت پذیرفت. برای مقایسه رد پا در گروه‌ها، نرمال بودن داده‌ها با استفاده از آزمون شاپیرو-ویلک ارزیابی و با مشاهده توزیع غیرنرمال در برخی داده‌ها از آزمون ناپارامتریک کروسکال- والیس از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. مقایسه‌های زوجی نیز با آزمون تعقیبی دان با اعمال اصلاح بونفرونی در سطح معنی‌دار پنج درصد انجام شد.نتایج و بحث: رد پای کربن میانگین 23/1 کیلوگرم کربن دی اکسید معادل بر کیلوگرم محصول در سال برآورد شد. همچنین با وجود عدم اختلاف معنی‌دار با افزایش ابعاد مزرعه، رد پای کربن کاهش یافت. میانگین پتانسیل گرمایش جهانی کل ناشی از فعالیت‌های مختلف در نظام کشت برابر 3031 کیلوگرم کربن دی اکسید معادل بر هکتار در سال بود. آبیاری و انتشار متان طی فصل رشد 64 درصد، کودهای محتوی نیتروژن و انتشار N2O ناشی از کاربرد آن 10 درصد از کل گازهای گلخانه‌ای تولیدی را در برداشت. همچنین سایر عوامل شامل سوخت، نیروی انسانی و بذر بودند. کشاورزان، دانش سنتی مدیریت کود آلی، مکانیزاسیون و بذر را با اثربخشی 50، 40 و 10 درصد، در رد پای کربن برنج مؤثر می‌دانند.نتیجه‌گیری: مدیریت رد پای کربن برنج در منطقه نیازمند رویکردی تلفیقی از دانش سنتی و رسمی شامل تحول در روش‌های آبیاری، بهینه‌سازی مصرف کود، توجه به ارقام بومی و پیوند تجربه نیروی انسانی با مکانیزاسیون کم‌مصرف است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر سطوح نیتروژن بر صفات ظاهری و کیفت پخت و تغذیه‌ای دانه برنج در شرایط کشت مستقیم بر بستر مرطوب</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9743.html</link>
      <description>مقدمه: مدیریت نیتروژن یکی از عوامل کلیدی در تعیین عملکرد و کیفیت دانه برنج، به‌ویژه در شرایط کشت مستقیم بر بستر مرطوب است که از نظر استقرار گیاه و پویایی عناصر غذایی با روش نشاکاری تفاوت دارد. عوامل تعیین کننده کیفیت پخت و خوراک نظیر مقدار آمیلوز، درجه حرارت ژلاتینی شدن و پروتئین دانه به ماهیت ژنتیکی رقم بستگی دارد اما تحت تأثیر عوامل محیطی از جمله میزان نیتروژن مصرفی نیز قرار می‌گیرد. مواد و روش‌ها: این پژوهش با هدف بررسی اثر پنج سطح نیتروژن (۰، ۶۰، ۹۰، ۱۲۰ و ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار از منبع اوره) بر عملکرد شلتوک، کیفیت تبدیل، صفات فیزیکی دانه و ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی مرتبط با کیفیت پخت و تغذیه‌ای سه رقم برنج شامل هاشمی، آنام و شیرودی انجام شد. آزمایش به صورت کرت‌های خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مؤسسه تحقیقات برنج کشور (رشت) اجرا شد. نمونه‌های شلتوک پس از برداشت خشک، پوست‌گیری، سفیدکنی و جداسازی برنج سالم، برای ارزیابی شاخص‌های کیفی مورد استفاده قرار گرفتند. تجزیه داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SAS و مقایسه میانگین‌ها با آزمون حداقل اختلاف معنی‌دار (LSD) در سطح احتمال 5 درصد انجام شد. نتایج و بحث: نتایج نشان داد که عملکرد شلتوک به‌طور معنی‌داری تحت تأثیر سطح نیتروژن و رقم قرار گرفت. بیشترین عملکرد رقم هاشمی (۴٫۲۰ تن در هکتار) در سطح ۹۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار حاصل شد، در حالی که ارقام آنام و شیرودی بیشترین عملکرد خود را در سطح ۱۲۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار به ترتیب با عملکرد ۴٫۷۹ و ۶٫۵۶ تن در هکتار نشان دادند. با افزایش مصرف نیتروژن، به طور کلی راندمان تبدیل و درصد برنج سالم بهبود یافت و طول و ضریب رعنایی دانه خام افزایش پیدا کرد. در مقابل، طول دانه پخته و ضریب ری‌آمدن کاهش یافت. همچنین محتوای پروتئین دانه با افزایش نیتروژن افزایش یافت، در حالی که مقدار آمیلوز از حدود ۲۴٫۸ درصد در تیمار بدون نیتروژن به حدود ۲۱٫۳ درصد در سطح ۱۵۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار کاهش یافت و دمای ژلاتینه شدن افزایش نشان داد. پاسخ عناصر معدنی دانه به نیتروژن متفاوت بود؛ به‌طوری‌که غلظت منگنز روند افزایشی داشت، در حالی که تغییرات آهن و روی به رقم و سطح نیتروژن وابسته بود. ویژگی‌های خمیری نیز به طور معنی‌داری تحت تأثیر نیتروژن قرار گرفتند؛ به طوری که با افزایش سطح نیتروژن، ویسکوزیته پیک و نهایی حدود ۱۲ تا ۲۵ درصد کاهش یافت، در حالی که مقدار برگشت‌پذیری یا پسرفت و دمای خمیری شدن افزایش یافت که بیانگر کاهش نسبی کیفیت پخت در مصرف بیش از حد نیتروژن است.نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که ارقام برنج در شرایط کشت مستقیم بر بستر مرطوب واکنش‌های وابسته به ژنوتیپ و غیرخطی به نیتروژن نشان می‌دهند. بر این اساس، کاربرد حدود ۹۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای رقم هاشمی و ۱۲۰ کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای ارقام آنام و شیرودی بهترین توازن بین عملکرد بالا، کیفیت تبدیل و ویژگی‌های مطلوب پخت و تغذیه‌ای دانه را فراهم کرد، در حالی که مصرف بیش از این مقادیر، موجب افت برخی شاخص‌های کیفی دانه شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ عملکرد دانه و علوفه دو رقم ذرت (Zea mays L.) به تاریخ کاشت و مدیریت نیتروژن در شرایط محیطی متفاوت</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9687.html</link>
      <description>مقدمه: ذرت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گیاهان زراعی جهان، به‌دلیل تنوع ژنتیکی بالا، سازگاری گسترده، تولید زیاد ماده خشک و ارزش غذایی مطلوب، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی ایفا می‌کند. از آنجا که عملکرد و تولید ذرت به‌شدت تحت تأثیر شرایط محیطی، ویژگی‌های ژنتیکی و مدیریت زراعی قرار دارد، به‌کارگیری راه‌کارهای مدیریتی متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه برای دستیابی به تولید پایدار ضروری است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بهینه‌سازی تولید دو رقم ذرت در شرایط محیطی متفاوت استان گیلان از راه مدیریت تاریخ کاشت و کود نیتروژن انجام شد.مواد و روش‌ها: آزمایش به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در دو منطقه رشت و بندرانزلی اجرا شد. سطوح نیتروژن شامل صفر، 180 و 360 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره در کرت‌های اصلی قرار گرفت و ترکیب دو رقم ذرت (KSC704 و کوشا) و سه تاریخ کاشت (پنج خرداد، 26 خرداد و 15 تیر) به‌صورت فاکتوریل در کرت‌های فرعی اعمال شد. صفات عملکرد دانه، عملکرد زیست‌توده و اجزای عملکرد اندازه‌گیری و داده‌ها با استفاده از تجزیه واریانس و رگرسیون گام‌به‌گام در نرم‌افزار SAS تحلیل شدند.نتایج و بحث: نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که برهم‌کنش چهارگانه تاریخ کاشت، کود نیتروژن، رقم و منطقه اثر معنی‌داری بر سطح برگ، وزن خشک بلال و عملکرد زیست‌توده داشت. همچنین، برهم‌کنش تاریخ کاشت &amp;amp;times; کود نیتروژن &amp;amp;times; رقم بر تعداد دانه در ردیف و عملکرد دانه معنی‌دار بود. تعداد دانه در بلال تحت تأثیر برهم‌کنش‌های تاریخ کاشت &amp;amp;times; کود نیتروژن &amp;amp;times; رقم و منطقه &amp;amp;times; کود نیتروژن &amp;amp;times; رقم قرار گرفت. برای وزن صد دانه، برهم‌کنش‌های منطقه &amp;amp;times; تاریخ کاشت &amp;amp;times; رقم و نیتروژن &amp;amp;times; تاریخ کاشت &amp;amp;times; رقم معنی‌دار بودند، در حالی‌که اثر اصلی رقم بر تعداد ردیف در بلال معنی‌دار به دست آمد. مقایسه میانگین‌ها نشان داد که رقم KSC704 در تمامی شرایط آزمایشی از توان بالاتری در تولید دانه و زیست‌توده نسبت به رقم کوشا برخوردار است. بیش‌ترین عملکرد دانه رقم KSC704 (10579.55 کیلوگرم در هکتار) در تاریخ کاشت پنج خرداد و با مصرف 360 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن به دست آمد که حدود 31 درصد بیش‌تر از بیشینه عملکرد دانه رقم کوشا بود. بیش‌ترین عملکرد زیست‌توده رقم KSC704 نیز به‌طور مشترک در تاریخ‌های پنج و 26 خرداد و با مصرف 360 کیلوگرم در هکتار نیتروژن در منطقه بندر انزلی حاصل شد. نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد که تعداد دانه در بلال، وزن صد دانه و عملکرد زیست توده در مجموع 97 درصد از تغییرات عملکرد دانه را تبیین کردند.نتیجه‌گیری: با توجه به برتری معنی‌دار رقم KSC704 نسبت به رقم کوشا، کاشت این رقم در تاریخ پنج خرداد همراه با مصرف 360 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن برای دستیابی به بیشینه عملکرد دانه توصیه می‌شود. با این حال، در صورت هدف‌گذاری تولید علوفه، کاشت رقم KSC704 در منطقه بندرانزلی طی بازه زمانی پنج تا 26 خرداد همراه با مصرف 360 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن گزینه بهینه محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پایداری عملکرد دانه و ریست‌توده لاین‌های ذرت با استفاده از شاخص MGIDI در شرایط تنش‌های محیطی</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9691.html</link>
      <description>در این مطالعه تعداد 86 ژنوتیپ ذرت که از چندین مرکز تحقیقاتی (دانشگاه رازی کرمانشاه، مرکز تحقیقات کشاورزی مشهد و مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج) تهیه شدند، در چهار شرایط محیطی شامل بدون شوری (SN)، تنش شوری (SS)، فسفر بهینه (PN) و تنش کمبود فسفر (PS) ارزیابی شدند تا پایداری عملکرد دانه (GY) و عملکرد بیولوژیکی (BY) بررسی شود. آزمایش در مزرعه باز دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه با استفاده از طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در فصل زراعی 1396 انجام شد. از -شاخص فاصله چندصفتی ایدئو‌تیپ ژنوتیپی (MGIDI) به‌عنوان ابزاری چندمتغیره برای انتخاب ژنوتیپ‌های پایدار با ادغام صفاتی مانند عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک به همراه شاخص‌های پارامتری و ناپارامتری استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب نشان داد که عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک لاین‌های ذرت مورد مطالعه به شکل معنی‌داری در سطح احتمال 1/0 درصد متأثر از محیط، ژنوتیپ و همچنین برهم‌کنش ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط بود. شاخص MGIDI برای عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک منجر به گزینش لاین-هایی شد که حداکثر دیفرانسیل گزینش و سود ژنتیکی را فرآهم آورد. مقادیر وراثت‌پذیری در محیط‌های مختلف برای این دو صفت بالا و نزدیک 90 درصد بود. مطابق با نتایج این شاخص، لاین‌های شماره 9، 22 و 27 از نظر عملکرد دانه و لاین‌های شماره 1، 9، 11، 13 و 27 به لحاظ عملکرد بیولوژیک و همچنین پایداری این دو صفت مطلوب بودند. لاین شماره 9 (P14L1Kahriz) و لاین شماره 27 (P16L12Kahriz) برای هر دو صفت در هر دو نوع گزینش حضور داشتند و به‌عنوان بهترین لاین توصیه می‌گردند. به‌طور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شاخص MGIDI به شکل موفقیت‌آمیزی می‌تواند ژنوتیپ‌های مطلوب ذرت را در چهار محیط از نظر دو صفت مهم مورد ارزیابی یعنی عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک، گزینش نماید. بنابراین، ترکیب شاخص MGIDI با آماره‌های پایداری، رویکردی ساده، جامع و قابل اعتمادی برای انتخاب لاین‌های ذرت با عملکرد بالا و پایدار ارائه داد که می‌تواند به‌عنوان الگویی برای مطالعات آتی عمل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهینه‌سازی انتخاب هیبرید‌های ذرت در آزمایش‌های چند محیطی مقدماتی: مقایسه رویکردهای کلاسیک و فضایی</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9686.html</link>
      <description>مقدمه: در اصلاح نباتات، شناسایی ژنوتیپ‌های با عملکرد بالا و پایدار برای معرفی به‌عنوان ارقام جدید و یا انتخاب ژنوتیپ‌های با پتانسیل بالا در مراحل مقدماتی آزمایش‌های به‌نژادی اهمیت ویژه‌ای دارد. با این حال طرح‌های آزمایشی ممکن است برای در نظر گرفتن ناهمگنی مزرعه در منطقه آزمایشی کافی نباشند. هدف از این بررسی، ارزیابی پتانسیل مدل‌های مکانی برای تصحیح داده‌های یک برنامه به‌نژادی ذرت از نظر روندهای مکانی و بهبود پیش‌بینی مقادیر ژنوتیپی و افزایش دقت انتخاب ژنوتیپ‌ها در مقایسه با طرح آماری کلاسیک بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه، تحلیل داده‌های آزمایش‌ مزرعه‌ای براساس یک رویه دو مرحله‌ای انجام شد. در مرحله نخست، داده‌های هر آزمایش به‌طور جداگانه با استفاده از مدل‌های تصحیح فضایی (SpATS،AR1&amp;amp;times;AR1 و مدل ترکیبی SpATS+AR1&amp;amp;times;AR1) اصلاح شدند تا ناهمگنی‌های مکانی و اثرات محیطی سیستماتیک حذف گردد. سپس در مرحله دوم، داده‌های تصحیح‌شده وارد تحلیل چندمحیطی بر پایه Factor Analytic (FA) شدند تا برهم‌کنش ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط مدل‌سازی و ژنوتیپ‌های برتر بر اساس عملکرد و پایداری شناسایی شوند. بدین منظور آزمایشی با ۱۰۵ هیبرید ذرت در قالب طرح آلفا-لاتیس با دو تکرار و پنج بلوک ناقص در هر تکرار در سه ایستگاه کرج، کرمان و کرمانشاه اجرا شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که مدل SpATS به‌طور مؤثر تغییرات فضایی بزرگ‌مقیاس را جذب کرده و نسبت به داده‌های خام و سایر مدل‌ها، خطای پیش‌بینی (RMSE) را به‌طور قابل توجهی کاهش می‌دهد. مقایسه مدل فضایی SpATS با طرح آلفا-لاتیس نشان داد که مدل SpATS دقت برآورد عملکرد واقعی و رتبه‌بندی ژنوتیپ‌ها را به‌طور چشمگیری بهبود می‌بخشد. پس از تصحیح داده‌ها با SpATS، تحلیل چندمحیطی بر پایه FA انجام شد تا برهم‌کنش ژنوتیپ &amp;amp;times; محیط مدل‌سازی شده و ژنوتیپ‌های با عملکرد بالا و پایداری مناسب شناسایی شوند. ایستگاه کرمانشاه (E3) با واریانس ژنتیکی بالا، قدرت تفکیک بیشتری داشت و مناسب‌ترین ایستگاه برای شناسایی ژنوتیپ‌های برتر بود. نمودار بای‌پلات FA2 نشان داد که ژنوتیپ‌های نزدیک مرکز مختصات مانند H80، H102، H33 وH22 سازگاری عمومی و پایداری بالایی دارند، در حالی که ژنوتیپ‌های دور از مرکز مانند H60، H24، H86، H93 وH91 برهم‌کنش بیشتری با محیط‌ها دارند و وابستگی آنها به شرایط محیطی بالاتر است. ژنوتیپ‌های ماننذ H24، H35، H26، H28 وH34 بهترین ترکیب FA1 و FA2 را نشان داشتند. علاوه بر این، شاخص پایداری WAASB و شاخص ترکیبی عملکرد&amp;amp;ndash;پایداری WASSBY برای انتخاب ژنوتیپ‌ها به‌کار گرفته شد. ژنوتیپ‌های H24، H30، H26 و H49با مقادیر بالایWASSBY، تعادل مطلوبی بین عملکرد و ثبات محیطی داشتند. بر اساس عملکرد و شاخص‌های پایداری، علیرغم برتری این پنج هیبرید (H24، H26، H30،H35 و H49)، به منظور حفظ تنوع ژنتیکی و فرصت‌های اصلاحی، حدود ۲۰ درصد از ژنوتیپ‌های برتر به ادامه برنامه به‌نژادی وارد شدند.&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: به‌طورکلی بر اساس نتایج این مطالعه می‌توان گفت که استفاده از مدل‌های فضایی، به‌ویژه با در نظر گرفتن ناهمگنی مزرعه در آزمایش‌های مزرعه‌ای ذرت SpATS، همراه با تحلیل FA با بهبود تجزیه و تحلیل داده‌ها و پیش‌بینی مقادیر ژنوتیپی، رویکردی کارآمد و قابل اعتماد برای افزایش دقت انتخاب ژنوتیپ‌های برتر در آزمایش‌های چندمحیطی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های گندم نان کشت‌شده در برخی مناطق استان هرمزگان با استفاده از نشانگرهای SSR</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9744.html</link>
      <description>چکیده مقدمه: گندم نان (Triticum aestivum L.) یکی از مهم‌ترین محصولات زراعی جهان و ایران است و شناخت تنوع ژنتیکی آن برای حفاظت از منابع ژنتیکی، انتخاب والدین مناسب در برنامه‌های اصلاح نباتات، و توسعه ارقام سازگار با شرایط محیطی نامساعد اهمیت زیادی دارد. در مناطق خشک و نیمه‌خشک مانند استان هرمزگان، شرایط اقلیمی خاص، تنش‌های محیطی و نیز مدیریت بذر توسط کشاورزان می‌تواند به شکل‌گیری الگوهای متفاوتی از تنوع و ساختار ژنتیکی منجر شود. همچنین با توجه به کشت مداوم و خودبذرگیری این ژنوتیپ‌ها در مناطق مختلف، احتمال بروز تغییرات ژنتیکی درون‌گونه‌ای میان نمونه‌های جمع‌آوری‌شده وجود دارد. از این رو، بررسی ژنوتیپ‌های بومی این مناطق می‌تواند اطلاعات ارزشمندی برای اصلاح و بهره‌برداری از ذخایر ژنتیکی فراهم کند. در میان نشانگرهای مولکولی، نشانگرهای ریزماهواره‌ای SSR به دلیل چندشکلی بالا، هم‌بارز بودن، دقت مناسب و تکرارپذیری، ابزار مؤثری برای ارزیابی تنوع ژنتیکی به شمار می‌روند. هدف این پژوهش بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های گندم نان جمع‌آوری‌شده از مناطق مختلف استان هرمزگان با استفاده از نشانگرهای SSR بود.مواد و روش‌ها: در این پژوهش، از هر یک از ۱۰ منطقه استان هرمزگان، ۴ ژنوتیپ گندم نان طی سال‌های ۱۳۹۶&amp;amp;ndash;۱۳۹۷ جمع‌آوری شدند و تنوع ژنتیکی آن‌ها با استفاده از 9 جفت آغازگر SSR مورد ارزیابی قرار گرفت. DNA ژنومی نمونه‌ها با روش CTAB استخراج شد و تکثیر قطعات DNA از طریق واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) انجام گرفت. محصولات حاصل از PCR بر روی ژل پلی‌اکریل‌آمید جدا و الگوهای باندی آن‌ها بررسی شد. سپس شاخص‌های تنوع ژنتیکی از جمله تعداد آلل‌های مشاهده‌شده، تعداد آلل‌های مؤثر، شاخص شانون، محتوای اطلاعات چندشکلی (PIC) محاسبه شد. همچنین به‌منظور بررسی نحوه توزیع تنوع ژنتیکی درون و بین گروه‌ها، تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) انجام شد. برای بررسی روابط ژنتیکی نیز از تحلیل خوشه‌ای Neighbor-Joining و تحلیل مؤلفه‌های اصل(PCA) استفاده شد.یافته‌های تحقیق: در مجموع، 94 آلل در 9 جایگاه SSR شناسایی شد و میانگین تعداد آلل در هر جایگاه 44/10 بود. تعداد آلل به‌ازای هر جایگاه بین 8 تا 12 نوسان داشت؛ آغازگرهای TAA1 و CAC15 با 12 آلل بیشترین و آغازگر CAC23 با 8 آلل کمترین تعداد آلل را تولید کردند. مقدار PIC بین 333/0 برای آغازگر CAC23 و 554/0 برای آغازگر TAA1 متغیر بود و میانگین آن 46/0 به دست آمد که نشان‌دهنده توان مناسب نشانگرهای استفاده‌شده در آشکارسازی تنوع ژنتیکی است. تحلیل خوشه‌ای، ژنوتیپ‌ها را در سه گروه اصلی قرار داد و نتایج PCA نیز این تقسیم‌بندی را تأیید کرد. الگوی خوشه‌بندی تا حدی با منشأ جغرافیایی نمونه‌ها همخوانی نشان داد. همچنین بیشترین شباهت ژنتیکی بین ژنوتیپ‌های طاشکوئیه و کمترین شباهت بین ژنوتیپ‌های مهرگان گهکم و سیروان گهکم مشاهده شد. این الگو می‌تواند تحت تأثیر عواملی مانند منشأ جغرافیایی نمونه‌ها، مدیریت و تبادل بذر میان کشاورزان باشد. نتایج تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد که بخش عمده‌ای از تنوع ژنتیکی درون مناطق متمرکز است، در حالی‌که 2/17 درصد از کل تنوع ژنتیکی به تفاوت بین مناطق اختصاص داشت. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ژنوتیپ‌های گندم نان استان هرمزگان دارای تنوع ژنتیکی قابل توجهی هستند و نشانگرهای SSR در شناسایی این تنوع و آشکارسازی روابط ژنتیکی ژنوتیپ‌ها مؤثر بودند. این یافته‌ها بر اهمیت حفاظت از منابع ژنتیکی بومی و بهره‌گیری از آن‌ها در برنامه‌های اصلاحی تأکید می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد شاخص‌های تحمل به تنش به‌منظور شناسایی ژنوتیپ‌های متحمل به خشکی گندم</title>
      <link>https://cr.guilan.ac.ir/article_9745.html</link>
      <description>کاربرد شاخص‌های تحمل به خشکی در بررسی ارقام و لاین های متحمل و حساس با هدف معرفی ارقام و لاین های متحمل با عملکرد بالا در شرایط تنش خشکی آخر فصل ( قطع آبیاری بعد از سنبله دهی ) و بدون تنش بر روی 20 رقم و لاین گندم بررسی شد. این آزمایش به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در دو سال زراعی 402-1401 و 401-1400در ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی آلاروق استان اردبیل اجرا شد. در این آزمایش رقم (Heyran) بالاترین میانگین عملکرد دانه (6/4044 کیلوگرم در هکتار) و تیمار شماره 13 (KINGBIRD/BILINMIYEN96.7) کمترین میزان آن (4/3010 کیلوگرم در هکتار) را در دو سال آزمایش دارا بودند. شاخص‌های YSI، YI، STI، K2STI، GMP، STI، DI و MP همبستگی مثبت و معنی‌دار با عملکرد دانه در شرایط تنش داشتند، در حالی که در شرایط بدون تنش، بالاترین همبستگی با عملکرد دانه از شاخص‌های K1STI، MP، GMP، STI و TOL به دست آمد. ارقام و لاین های مورد مطالعه از عملکرد دانه به دو کلاستر تقسیم‌بندی شدند، بطوریکه در کلاستر اول 11 رقم و لاین گندم و در کلاستر دوم 9 لاین و رقم گندم قرار گرفتند. براساس بای پلات ترسیم شده بر مبنای مولفه های اصلی اول و دوم، تیمارهای شماره 1، 2، 9، 10 و 11 در ناحیه با پتانسیل تولید بالا و حساسیت پایین به خشکی و در مجاورت بردارهای مربوط به شاخص های STI، MP، GMP، HM، K1STI و K2STI قرار گرفتند. در مجموع براساس رتبه بندی انجام شده و با توجه به ضرایب همبستگی و ترسیم بای پلات براساس مولفه‌ها، تیمارهای شماره 1، 2، 9، 10 و 11 به عنوان ژنوتیپ‌هایی با عملکرد بالا در هر دو شرایط (تنش و بدون تنش) و داشتن STI بالا، در گروه A فرناندز قرار گرفته و متحمل به تنش کم آبی معرفی شدند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
